رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

هفته 26 بارداری 25/09/91

سلام دختر مامان سلام عروسک مامان دلم واسه اومدنت له له میزنه . پری روز تخت و کمد و وسایلت رو اوردیم ولی هنوز اتاقت رو نچیدم.منتظرم آقایی که تخت و کمدت رو ازش گرفتیم بیاد و تختت رو نصب کنه. تازه باید خاله هاتم بیان کمکت تا اتاقت رو با هم بچینیم.قول میدم عکس تمام وسیله هات رو بذارم تو وبلاگت تا ببینی دوست دارم عروسک مامان رشد سریع مغز در این دوره آغاز شده و تا پنج سال پس از وضع حمل ادامه خواهد یافت کودک شما مدت طولانی است که چشم‌های کودک شما بسته بوده ولی اکنون تقریباً به مرحله تکامل رسیده و آماده باز شدن می باشند. جالب است که جنین با هر نژادی در این دوره دارای چشمان آبی خواهد بود. عنبیه چشم‌ها تا چن...
25 آذر 1391

هفته 24 بارداری

هفته بیست و چهارم بارداری یک عکس با اشعه ایکس نشان دهنده اسکلت کشیدۀ کودک است. در این هفته، کودک بیشتر حرکت می کند کودک شما هم اکنون قد کودک شما 30 سانتی‌متر شده و وزن آن 450 گرم است. او دیگر صورت زیبایی که به زودی خواهید دید را پیدا می کند. در این هفته، گوش‌ها و چشمان او در جای خود قرار می گیرند. او دیگر به حدی بزرگ شده که قادر به حرکت زیاد و ملق زدن در رحم نمی باشد. ولی هنوز از روی کنجکاوی دستهای خود را به همه جا می کشد. علاوه بر آن با کمک گوش‌های خود با صداهای اطراف بیش از پیش در ارتباط است. اگر صدای بلندی او را ناراحت کند، می تواند تا ساعت‌ها نا آرام باشد. بدن شما در این هفته رحم شما حدود 5 ...
11 آذر 1391

هفته 24

١١/٠٩/٩١ سلام عروسکم چند وقتی بود که وقت نمیشد بیام و با تو حرف بزنم اما بدون مامان همیشه عاشق و دیونه ی توست. اولین مسافرتت رو 2 هفتپیش با دایی محسن و زن دایی و البته بابایی رفتیم مشهد با قطار خوب بود و خوش گدشت فقط روز آخر با با بایی دعوامون شد که خیلی اعصابم رو خرد کرد. راستی یه خبر خوب از چهارشنبه بابا آرش میره سرکار تو کارخانه ی ارس کاشی. نمی دونی چقدر با رییس اونجا اقای یزدی صحبت کردم تا دستش رو بند کرد اونجا به عنوان بهذاشت یار کارش خوبه و خودشم خیلی راضیه خدا را شکر منم بیمه دیپه واسم نمی صرفه که بعد از عید می خوام انصراف بدم و برم اگه خدا بخواد تو همین شرکت که بابا آرش کار میکنه. 2-3 روزه خیلی استر...
11 آذر 1391

8/8/91

١٨ هفته و 3 روز   جنین در این زمان از دوره پرورش شدید به دوره رشد شدید وارد می شود. کودکِ شما در حدود 20 سانتی‌متر طول و بیش از 150 گرم وزن دارد. اینک علاوه بر این‌که به صدای قلب و تنفس و جریان خون شما آشنایی کامل دارد، در مورد صداهای خارج و محیط بیرون نیز کاملاً هوشیار است. این صداها از طریق استخوان‌های در حال فرم گرفتن گوش او، به مغز در حال تکمیل او می رسد. همزمان قدرت بینایی او نیز تقویت می شود. رتیناها یا بافتهای بینایی که پشت کره چشم قرار دارند و به نور حساس هستند، حساس‌تر می شوند و اگر شما جلوی آفتاب بنشینید، او گرمای قرمز رنگی را احساس خواهد کرد. کارهای دیگری که هم اکنون می‌تواند انجام ده...
8 آبان 1391

هفته 17 بارداری

وضعیت اندام‌ها بهبود می یابد: عضلات گردن و کمر پرورش یافته و در نتیجه سر ایستاده می شود. کودک شما هم اکنون در حدود 19 سانتی‌متر طول و 140 گرم وزن دارد. با این وجود وزن او دائماً در حال تغییر است، زیرا چربی نقاط مختلف بدن او را در بر می گیرد تا او را گرم نگه دارد. زمانی‌که او متولد می شود، حدود ⅔ وزن او را چربی تشکیل داده است. در حال حاضر او مژه‌دار شده، اما هنوز چندین ماه تا زمانی‌که بتواند پلک بزند فاصله دارد بدن شما رحم شما هم اکنون در حدود 5 سانتیمتر پایین‌تر از ناف شما قرار دارد و همزمان با پر کردن فضای لگن، به امعاء و احشائ شما نیز فشار آورده و آنها را به کناره‌ها هدایت می کند. قسمت زیرین شکم شما همراه با بزرگ شدن کودک، بزرگ می شود و جف...
2 آبان 1391

بدون عنوان

١١/٠٧/٩١ سلام عروسک مامان خوبی قربونت برم.الهی به حق همین روزها و شب ها که خدا ازت محافظت کنه و در پناه خودش قرارت بده. دیشب دوباره یه کم حرص خوردم.دوباره شماره هنگامه رو توی گوشی باباد دیدم و یه المه گریه کردم.گفت روی منظور بهش زنگ نزده و به خاطر کار بوده ولی من از دستش ناراحتم. خیلی .ولی بعد باهاش آشتی کدم یه جورایی مثلا می خواست قانع ام کنه .باور نکردم ولی حالم اونقدر خوش نیست که بخوام خودم رو دوباره از پا بندازم.به خاطر توام که شده تحمل میکنم و هیچی از خدا نمی خوام غیر از سلامتی.واسه خودم واسه تو. خیلی دلم واست تنگه.دوست دارم الان عید بود و تو تو بغلم بودی. عاشقتم عروسکم. فردا میری تو 14 هفتگی. یعنی سه ماهه او...
11 مهر 1391

بدون عنوان

٩/٧/٩١ سلام جینگولیه مامان . الهی مامانی قربون تو بره عزیزم اینجا همه چیز مدت هاس که امن و امانه.رابطه ی من و بابایی خوب شده.خدا را شکر. من 5 شنبه رفتن توی 13 هفتگی .معده درد خیلی اذیتم میکنه ژینگولیه جان ولی تحمل میکنم .به خاطر تو همه چیز رو به جون میخرم.تا تو صحیح و سالم بدو کنی و بیای بغل مامان دوست داری بدونی الان چه شکلی هستی؟؟؟؟؟؟فدای تو 13 هفتگی عکس العمل‌های جنین فعال شده‌اند و پوست او بسیار حساس است. سر او هنوز نسبت به بدنش بزرگ‌تر است با شروع دوره سه ماهه دوم، رشد کودک بسیار سریع‌تر می شود. هم اکنون او حدود 21 گرم وزن دارد و حدود 6/5 الی 7/5 سانتی‌متر طول دا...
9 مهر 1391

بدون عنوان

٢٥/٠٦/١٣٩١ سلام عروسک مامان.دوست دارم از اینکه تو مثل بابایی اذیتم نمیکنی.اونقدر که تو این مدت بابا آرش من رو اذیت کرد تو نکردی حتی 1 در 1000.احساس میکنم بارداری سختی ندارم.شاید کمی معده درد و حالت تهوع داشته باشم ولی خوب خدا را شکر اونقدر زیاد نیست که اذیت بشم. تا الان که خدا را شکر حالم به هم نخورده.   اههههههههههههههههههههههه،دیشب بابایی باز اذیتم کرد.چرا اینجوریه؟؟؟چرا ادم رو درک نمیکنه؟نمی دونم آیا یه وقتی میشه که مثل گذشته دیوونه ش بشم. خدا را شکر که تو هستی عروسکم.خدا را شکر. ایشالا به سلامتی و دل خوش صحیح و سالم به دنیا بیای و دل مامانی رو شاد کنی .ایشالا که با قدم خیرت ،خوشی و خرمی واسمون بیاری و زندگی...
25 شهريور 1391

بدون عنوان

٢١/٦/٩١ سلام عروسک مامان سلام سنگ صبور مامان سلام قربون تو بشم که همه چیز منی یه کم همه چیز آروم تر شده. پری روز با ارش رفتیم پیش یه مشاور خیلی خوب به اسم اقای آقا بابا.خیلی باهامون حرف زد.یه برنامه بهمون داد که باید سر ساعت مشخصی به مدت 45 دقیقه با هم حرف بزنیم تا 10 شب. برنامه جالبیه .شب اول ساعت 12 شب شروع کردیم.از هر چی گفتیم.من قهر کردم. اون قهر کرد .آشتی کردیم .خلاصه هر چی تو دلمون بود ریختیم بیرون. اما دیشب بهتر بود.اروم تر بودیم.خیلی واسم جالب بود.من و بابایی دیشب تا الان با هم آشتی کردیم و انگار همه چیز داره رو قلتک می افته. بابایی ازم خواست فردا همه چیز رو تو وبلاگت پاک کنم. تازه میگفت دیگه...
21 شهريور 1391